بررسی ماهیت وقف و موقوفه در فقه امامیه و حقوق ایران

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن بررسی ماهیت وقف و موقوفه در فقه امامیه و حقوق ایران :

دید کلی :
هدف از این تحقیق بررسی ماهیت وقف و موقوفه در فقه امامیه و حقوق ایران می باشد


توضیحات کامل :

دانلود تحقیق رشته حقوق

بررسی ماهیت وقف و موقوفه در فقه امامیه و حقوق ایران

 

 

 

 

مقدمه:

شناخت وقف و پیشینه آن شامل چهار مبحث می باشد. مبحث اول؛ تبیین مفهوم وقف, مبحث دوم؛ پیشینه وقف, مبحث سوم؛ تبیین ماهیت وقف از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران و مبحث چهارم؛ شرایط موضوع وقف (موقوفه) در فقه امامیه و حقوق ایران می باشد.جهت تبیین مفهوم وقف ابتدا به بیان معنای لغوی و سپس اصطلاحی وقف پرداخته و مفهوم اصطلاحی آن را از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران و همچنین از دیدگاه فقهای عامه مورد بررسی قرار می دهیم. 

 

اگر بخواهیم واژه وقف را به پارسی برگردانیم , ایستادن و پایندگی خواهد شد , این واژه در ( المنجد ) چنین معنا شده است : دام قائما و سکن , وقف الدار : حبسها فی سبیل الله  , در لغت نامه دهخدا زیر این واژه آمده است : ایستادن , به حالت ایستاده ماندن و آرام گرفتن , منع کردن و جلوگیری نمودن .  در بیان معنای لغوی وقف آیه شریفه ( قفوهم انهم مسوولون ) آورده شده که به معنی حبس شدن و حبس کردن , متوقف شدن و متوقف کردن است .  وقف در منا و عرفات که جز مفاسک حج می باشد نیز به همین معنای ایستادن و درنگ کردن و ماندن می باشد . 

 

در رابطه با معنای اصطلاحی وقف در بین فقهای مذاهب اسلامی اختلاف نظر وجود دارد که این اختلاف ناشی از تفاوت آرا آن ها در رابطه با ماهیت وقف و چگونگی ایجاد و شرایط آن می باشد . برخی آن را لازم و برخی جایز می دانند و عده ای قصد قربت را شرط تحقق وقف می دانند ولی عده دیگری چنین عقیده ای ندارند . این نوع اختلافات موجب شده است که در تعریف آن نیز با تعاریف گوناگون مواجه شویم .  

 

بند اول : مفهوم اصطلاحی وقف از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران 

 در تعبیر فقها از وقف سه تعبیر عمده دیده می شود:

1-تحبیس الاصل و تسبیل المنفعه  

2- تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه  

3- تحبیس الاصل و تسبیل الثمره  

 

شیخ ابو جعفر طوسی در کتاب المبسوط وقف را مطابق بند 1 تعریف کرده اند . تحبیس از ریشه حبس به معنای زندانی کردن و در قید آوردن است زیرا با وقف شدن ملک , آزادی نقل و انتقال از آن گرفته می شود . تسبیل , در راه خدا آزاد گذاردن است زیرا منافع وقف برای موقوف علیهم مباح و آزاد است تا از آن انتفاع ببرند . پس تعریف وقف طبق گفته شیخ طوسی نگاه داشتن اصل ملک و آزاد گذاردن منافع است و مخصوصا کلمه تسبیل را به کاربرده . تا روشن شود که وقف از صدقات جاریه است . شهید اول , محمد بن مکی عاملی در کتاب الدروس وقف را رسما به صدقه جاریه تعریف نموده و می گوید : " الوقف و هو الصدقه الجاریه و ثمرتها : تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه "  بیشتر فقها , پس از شیخ طوسی , عبارت "تسبیل " را نپسندیده اند و آن را به ( اطلاق ) تبدیل نموده اند . چنان که در گفتار شهید اول مشاهده گردید . محقق حلی در شرایع الاسلام در تعریف وقف چنین می گوید : "الوقف عقد ثمرته تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه "  در پی او علامه حلی در کتاب قواعد نیز همین تعریف محقق را آورده . ولی شهید اول در لمعه با اسقاط کلمه (عقد)  وقف را چنین تعریف کرده است :

 

 الوقف و هو تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه .  یعنی وقف عبارت است از حبس کردن اصل عین و آزاد گذاشتن منفعت آن. فقهای معاصر مثل مرحوم سید اصفهانی در وسیله النجاه و امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله تعریف شیخ ابوالقاسم محقق حلی را آورده اند .  مرحوم استاد آیت الله خوئی در منهاج الصالحین طبق روایت وارده از پیامبر اکرم که فرموده اند ( حبس الاصل و سبل الثمره )  وقف را چنین تعریف کرده است :( و هو تحبیس الاصل و تسبیل الثمره ) سید جواد عاملی در کتاب مفتاح الکرامه عبارت ( اطلاق المنفعه ) را بر عبارت ( تسبیل المنفعه ) ترجیح می دهد و تعریف محقق و علامه را که وقف را عقد دانسته اند بهتر از دو تعریف دیگر می داند .  

 

اما ترجیح , ( اطلاق ) بر ( تسبیل ) از این جهت است که اطلاق و تحبیس دو لفظ متقابل هستند و اطلاق در تعریف وقف بیشتر می تواند حقیقت وقف را آشکار کند در صورتی که تسبیل لفظ مقابل تحبیس نیست . همچنین لفظ تسبیل شامل هر گونه صدقه ای می گردد و به وقف اختصاص ندارد از این جهت تعریف ناقص است و شامل اغیار نیز می گردد. در حقوق ایران در تعریف وقف در ماده 55 قانون مدنی آمده :( وقف عبارت است از این که عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود >>.  دکتر ناصر کاتوزیان در خصوص ماده مذکور بیان داشته اند : مقصود از ( حبس عین ) جدا ساختن ملک ( فک ملک ) از دارایی مالک و مصون داشتن آن از نقل و انتقال است . عین باید تاب پایداری در برابر انتفاع را داشته باشد . وقف منفعت و دین و حق امکان ندارد . حبس عین باید دائمی باشد  نه موقت , هر چند که پس از مدتی هدف وقف منتفی شود . تسبیل منفعت به معنی صرف در راه خدا است .  در ماده 56 آمده است : وقف واقع می شود به ایجاب از طرف واقف بهر لفظی که صراحتا دلالت بر معنی آن کند و قبول طبقه اول از موقوف علیهم یا قائم مقام قانونی آنها در صورتی که محصور باشند مثل وقف بر اولاد . و اگر موقوف علیهم غیر محصور یا وقف بر مصالح عامه باشد در این صورت قبول حاکم شرط است .  

 

از این تعاریف می توان برداشت نمود که مقنن تعریف و ماهیت و شرایطی که در فقه امامیه بیان گردیده است را مورد توجه قرار داده و همان مبانی و اصول را مبنا و اساس برای وقف قرارداده است . قانون در مورد این که مقصود از حاکم کیست صحبتی به میان نیاورده . اما دکتر سید حسن امامی می گوید : ( ذکر کلمه حاکم در مورد مزبور پیروی از حقوق امامیه است و فقهایی که وقف را عقد می دانند .   دکتر محمد امینیان مدرس در خصوص واژه حاکم در ماده مذکور می گوید : ظاهراً منظور از واژه حاکم در ماده 56 کسی است که جهت وقف متوجه اوست و بنابراین اداره اوقاف و یا نهادی که منتفع از وقف است و یا حاکم شرع می تواند قبولی را اعلام کند .  

 

 

 

کلمات کلیدی:

ماهیت وقف

ماهیت موقوفه

فقه امامیه و حقوق ایران

 

 

 

 

بررسی ماهیت وقف و موقوفه در فقه امامیه و حقوق ایران
فهرست مطالب

شناخت وقف و پیشینه آن

مبحث اول: تبیین مفهوم وقف

گفتار اول: معنای لغوی وقف

گفتار دوم: معنای اصطلاحی وقف

بند اول: مفهوم اصطلاحی وقف از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران

بند دوم: مفهوم اصطلاحی وقف از دیدگاه فقهای عامه

مبحث دوم: پیشینه وقف

گفتار اول: وقف پیش از ظهور اسلام

گفتار دوم: وقف پس از ظهور اسلام

بند اول: جایگاه وقف در قرآن

بند دوم: جایگاه وقف در سنت و سیره معصومین

گفتار سوم: وقف در کشورهای غیر اسلامی

مبحث سوم: تبیین ماهیت وقف از دیدگاه فقه امامیه و حقوق ایران

گفتار اول: ایجاد وقف

گفتار دوم: نتیجه وقف

 

مبحث چهارم: شرایط موضوع وقف (موقوفه) در فقه امامیه  و حقوق ایران

گفتار اول: مال بودن و مالیت داشتن مورد وقف

بند اول: تبیین مفهوم مال

معنای لغوی مال

 مفهوم اصطلاحی مال

بند دوم: ویژگی‌ها و شرایط مال

بند سوم: تبیین مفهوم مالیت

گفتار دوم: مملوک بودن مورد وقف (ملک واقف بودن)

گفتار سوم: عین معین خارجی بودن مورد وقف

گفتار چهارم: قابلیت قبض و اقباض داشتن موقوفه

گفتار پنجم: لزوم قابلیت بقا عین موقوفه در برابر انتفاع

 

منابع و مراجع 

 

لینک کمکی